معنی شیماء
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص) زن خالدار. ج، شیم. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ شَ ] (اِخ) دختر حلیمهٔ سعدیه خواهر رضاعی نبی (ص). (منتهی الارب) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر