معنی شیفته کردن
7 بازدید
[ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) عاشق و شیدا کردن. دل بردن و آشفته ساختن : خلق را بر تو چنین شیفته احسان تو کرد تا تو باشی دل تو سیر مباد از احسان. فرخی. شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنین شایدم هرچه به من عشق و ولای تو کند. منوچهری.
کلمات همقافیه با «شیفته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر