معنی شیفته گردانیدن
6 بازدید
[ تَ / تِ گَ دَ ] (مص مرکب) شعف. (دهار) (مجمل اللغة). تولیه. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). استهامه. شیفته کردن. شیفته ساختن. فریفته و مفتون کردن. (یادداشت مؤلف): همگنان را شیفتهٔ ولا و فریفتهٔ هوای خود گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴). رجوع به شیفته کردن شود.
کلمات همقافیه با «شیفته گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر