معنی شیفته شدن

معنی شیفته شدن

9 بازدید
[ تَ / تِ شُ دَ ] (مص مرکب) عاشق شدن. مفتون شدن. اعزام. (یادداشت مؤلف). تولیه. (المصادر زوزنی). کلف. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). استهامه. (یادداشت مؤلف): از آنکه نرگس لختی بچشم تو ماند دلم به نرگس بر شیفته شده ست و تباه. فرخی. هر مهتری که وی را بدیدی ناچار شیفتهٔ وی شدی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۲۳). ابتدای توبهٔ وی [ ابوحفص نیشابوری ] آن بود که بر کنیزکی شیفته شد. (کشف المحجوب هجویری). این از بلا گریخته یعنی که شاعیم فتنه به جهل و شیفتهٔ کربلا شده ست. ناصرخسرو. ماه نو دید عدو بر علمش شیفته شد ماه نو شیفته را بر سر سودا دارد. ظهیر فاریابی. در راه وفای او شد شیفته خاقانی هر روز قفای نو از دست زبان خوردن. خاقانی. عقل شده شیفتهٔ روی تو سلسلهٔ شیفتگان موی تو.نظامی. || دیوانه شدن : مانی به ماه نو که بشیبم چو بینمت چون شیفته شوم کنی افسون به دوستی. خاقانی. آری چو فتنه عید کند شیفته شود دیوانهٔ هوا ز هلال معنبرش.خاقانی. شیفته شد عقل و تبه گشت رای آبله شد دست و زَمِن گشت پای.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «شیفته شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید