معنی شیسله
6 بازدید
[ لَ / لِ ] (ص) شیشله. (یادداشت مؤلف): الفخ؛ شیسله کردن جامه. الوهی؛ شیسله شدن و دریده شدن. (المصادر زوزنی). رجوع به شیشله شود.
کلمات همقافیه با «شیسله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر