معنی شیزی
6 بازدید
(اِ) (شاید از جوز و گوز) نامی است که قدما به پیرو دهند. چوب گردو که از آن کاسه می ساختند و به چربی سیاه می کردند. (یادداشت مؤلف). رجوع به پیرو شود.[ زا ] (ع اِ) شیز. چوبی سیاه درخشان که از آن طبق می سازند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). به معانی شیز است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به شیز شود. || آبنوس. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (از آنندراج). || درخت گردکان. (ناظم الاطباء). چوب جوز. (آنندراج). رجوع به شیز شود.(اِخ) نام ناحیه ای به آذربایجان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر