معنی شیش
9 بازدید
(عدد، ص، اِ) شش (در ترکیب شیشه بندان، مهمانی شب ششم تازه مولود). (یادداشت مؤلف). امروزه در تداول عامهٔ تهرانیان نیز «شش» را غالباً «شیش» تلفظ کنند.(اِ) شوش. شوشه. شاخ تر و باریک درخت. ترکه. (یادداشت مؤلف).(ع اِ) نوع پستی از خرما. (ناظم الاطباء). خرمایی کم حلاوت که هسته سخت نکند، و به قول ابوحنیفه آن فارسی است. (یادداشت مؤلف). شیشاء. شیص. شیصاء. خرمابن. کابوسک. (مهذب الاسماء). لغتی است در شیشاء و شیص و شیصاء. (از منتهی الارب) (آنندراج). خرمای دانه سخت ناکرده. (از آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).(اِخ) ابن قیس بن جریح. ممدوح حطیئهٔ شاعر است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر