معنی شیام
23 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) زمین نرم. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ شَ / شیا ] (ع اِ) (از «ش ی م») خاک. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).(ع اِ) موش. ج، شیَم. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || آشیانهٔ گرگ. (از لسان العرب).(اِخ) دهی است از دهات مازندران در انزانکوه. (ترجمهٔ سفرنامهٔ رابینو ص ۱۶۵).
کلمات همقافیه با «شیام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر