معنی شیاع

معنی شیاع

7 بازدید
[ شَ / شیا ] (ع اِ) هیزم ریزه که بدان آتش افروزند. || نای شبان یا بانگ آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || خوانندگان یا خوانندگان رمهٔ پس مانده را. (منتهی الارب) (آنندراج). دعاة جمع داعٍ و شیاع که جمع شائع است. (اقرب الموارد).
[ شَ / شیا ] (ع مص) فخر کردن بکثرت زن بارگی و جماع. شاید تصحیف سیاع باشد. (از ذیل اقرب الموارد، از لسان العرب). || آنچه کمال یا زیادتی چیزی بدان باشد. یقال: هذا شیاع کذا او شیاع لکذا. (از ذیل اقرب الموارد). || آشکارا شدن خبر. شهرت تمام. بحد شیاع رسیدن خبری. || (اصطلاح فقه) بمعنی اشتهار است و در لغت عرب شیوع باشد. (از یادداشت مؤلف). رجوع به شیوع شود.
(ع مص) شاع. شیع. شیوع. مشایع. شیعوعة. شیعان. آشکارا و فاش شدن خبر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - به حد شیاع رسیدن؛ همه کس از آن با خبر شدن. || همراهی کردن، و منه قول العرب فی الوداع: «شاعکم السلام؛ ای تبعکم». (از اقرب الموارد). بمعانی مشایعة. (منتهی الارب). رجوع به مصادر مترادف شیاع شود. || مشایعت کردن و خارج شدن و تا منزل همراهی کردن کسی را. (از ناظم الاطباء). || متابعت کردن از کسی در کاری: شایعه علی الامر. (از ناظم الاطباء). در پی رفتن در کاری. (منتهی الارب). || دوستی کردن با کسی: شایع الرجل. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || در پی رسیدن و ملحق شدن بکسی: شایع فلاناً. (ناظم الاطباء). در پی رسیدن کسی را. (از منتهی الارب). || خواندن شتر پس مانده را و آواز کردن آنها را: شایع بالابل. || گسیل کردن کسی را. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «شیاع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید