معنی شیاظمة
7 بازدید
[ شَ ظِ مَ ] (ع ص، اِ) جِ شیظم، شیر. اسد. (از اقرب الموارد). || دراز تناور و جوان از شتر و اسب و مردم. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || خارپشت کلانسال بزرگ. (از اقرب الموارد). رجوع به شیظم شود.
کلمات همقافیه با «شیاظمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر