معنی شکنوان
6 بازدید
[ ] (اِخ) نام یکی از سه قلعه بوده در قدیم که به امر جمشید در شهر اسطخر ساخته شده، و آن سه [ اصطخر، شکسته و شکنوان ] را سه گنبدان می خواندند. (از نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۲۰ و ۱۳۲): سه قلعه یکی قلعهٔ اصطخر، دوم قلعهٔ شکسته، سوم قلعهٔ شکنوان در میان شهر نهاده بود و آنرا سه گنبدان گفتندی. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۲۶). سه قلعه ساخت [ جمشید ] یکی قلعهٔ اصطخر دوم قلعهٔ شکسته و سوم شکنوان. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۳۲).
کلمات همقافیه با «شکنوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر