معنی شکست برداشتن
6 بازدید
[ شِ کَ بَ تَ ] (مص مرکب) ترک و شکاف برداشتن بنا و مایل به ویرانی گردیدن. ترک و غاچ برداشتن. آثار ویرانی چون شکاف و خسف در بنایی پدیدار شدن. (یادداشت مؤلف). - شکست برداشتن سقف (دیوار)؛ ترک برداشتن آن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شکست برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر