معنی شکرگون
6 بازدید
[ شَ کَ / شَ کْ کَ ] (ص مرکب) مانند شکر. شکرمانند در طعم و رنگ : بس است این زهر شکّرگون فشاندن بر افسون خوانده ای افسانه خواندن.نظامی. سهیل از شَعر شکّرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد.نظامی.
کلمات همقافیه با «شکرگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر