معنی شکرگزار
6 بازدید
[ شُ گُ ] (نف مرکب) شاکر و سپاسگزار و حقشناس. (ناظم الاطباء). آنکه شکر نعمت و احسان کسی گوید. (فرهنگ فارسی معین): نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار.سعدی.
کلمات همقافیه با «شکرگزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر