معنی شکایت داشتن
6 بازدید
[ شِ یَ تَ ] (مص مرکب) تظلم داشتن. گله و شکوه داشتن : در ایام عدل تو ای شهریار ندارد شکایت کس از روزگار.(بوستان). درمانده ام من از تو شکایت کجا برم هم با تو گر ز دست تو دارم شکایتی.سعدی. شکایت از تو ندارم که شکر باید کرد گرفته خانهٔ درویش، پادشه به نزول.سعدی.
کلمات همقافیه با «شکایت داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر