معنی شکالیدن
7 بازدید
[ شِ دَ ] (مص) اندیشیدن. || پنداشتن و خیال کردن. || فریفتن. (ناظم الاطباء). ظاهراً در همهٔ معانی صورتی و یا تصحیفی از سگالیدن باشد. رجوع به سگالیدن شود.
کلمات همقافیه با «شکالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر