معنی شکاله
6 بازدید
[ شِ لَ / لِ ] (اِ) خارپشت. (ناظم الاطباء). || ریزه. ریزهٔ زر. (یادداشت مؤلف): چون بوزد خوش نسیم شاخک بادام سیم نثارت کند درست شکاله.ناصرخسرو. - شکالهٔ زر؛ ریزهٔ زر. (ناظم الاطباء): ذهبة؛ قراضه و شکالهٔ زر. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شکاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر