معنی شکافان
5 بازدید
[ شِ / شَ ] (نف، ق) صفت حالیه. در حال شکافتن. (یادداشت مؤلف): جام شکوفه دار شکافان شد از هوس چون حجلهٔ شکوفه برانداخت نوبهار. خاقانی.
کلمات همقافیه با «شکافان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر