معنی شکافاندن
6 بازدید
[ شِ / شَ دَ ] (مص) شکافانیدن. دریدن. پاره کردن. (یادداشت مؤلف). - شکافانده شدن؛ دریده شدن. پاره شدن : ز شادی همی در کف رودزن شکوفه شکافانده شد از شکن.اسدی. و رجوع به شکافانیدن و شکافتن شود.
کلمات همقافیه با «شکافاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر