معنی شپشک
6 بازدید
[ شِ پِ شَ ] (اِ مصغر) سبوسه. شپشه. حشرهٔ کوچک و سیاه رنگی است بی بال که اعضاء دهانی او خردکننده میباشد و جزو راستهٔ نیم بالان است و بر اثر زندگی انگلی بالها را از دست داده است. این حشره به قسمتهای مختلف نباتات خصوصاً دانهٔ غلات حمله میکند و مواد غذایی آنها را از بین میبرد. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شپشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر