معنی شپ‌شپ

معنی شپ‌شپ

6 بازدید
[ شَ شَ ] (اِ صوت مرکب) شپشاپ. شباشاپ. آواز تیر انداختن پی درپی را گویند. (از برهان). آواز پی هم انداختن تیر است. (فرهنگ نظام). آواز پیاپی خوردن پیکان تیرهاست به جایی. (از ناظم الاطباء): ز بس شپ شپ تیر و جر کمان زمین گشت لرزان تر از آسمان.فردوسی. رجوع به شپاشاپ شود. || (ص مرکب) مضطرب و بی تمکین. (برهان) (فرهنگ نظام) (انجمن آرا). آشفته : مرا گویی مرو شپ شپ که حرمت را زیان دارد ز حرمت عار میدارم از آن بر عار میگردم. مولوی. عاشقان را وقت شورش ابله و شپ شپ ببین کوه جودی عاجز آید پیش ایشان از ثبات. مولوی. || (ق مرکب) زود زود. (برهان) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) شاخهٔ درخت. (برهان) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شپ‌شپ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شپ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید