معنی شپشپ
6 بازدید
[ شَ شَ ] (اِ صوت مرکب) شپشاپ. شباشاپ. آواز تیر انداختن پی درپی را گویند. (از برهان). آواز پی هم انداختن تیر است. (فرهنگ نظام). آواز پیاپی خوردن پیکان تیرهاست به جایی. (از ناظم الاطباء): ز بس شپ شپ تیر و جر کمان زمین گشت لرزان تر از آسمان.فردوسی. رجوع به شپاشاپ شود. || (ص مرکب) مضطرب و بی تمکین. (برهان) (فرهنگ نظام) (انجمن آرا). آشفته : مرا گویی مرو شپ شپ که حرمت را زیان دارد ز حرمت عار میدارم از آن بر عار میگردم. مولوی. عاشقان را وقت شورش ابله و شپ شپ ببین کوه جودی عاجز آید پیش ایشان از ثبات. مولوی. || (ق مرکب) زود زود. (برهان) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) شاخهٔ درخت. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شپشپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شپ» برای سرودن شعر