معنی شهید بلخی

معنی شهید بلخی

10 بازدید
[ شَ ] (اِخ) ابوالحسن شهیدبن حسین جهودانکی بلخی. شاعر و متکلم و حکیم قرن چهارم هجری (متوفی ۳۲۵ هـ . ق.). او را با ابوبکر محمدبن زکریای رازی مناظراتی بوده و هر یک بر دیگر نقضی و ردی داشته است. شهید در خط نیز استاد بود و اشعار عربی هم میسرود. وی از بلخ بچغانیان نزد ابوعلی محتاج رفت و از جملهٔ ممدوحان او نصربن احمد سامانی و ابوعبداللََّه محمدبن احمد جیهانی را ذکر کرده اند. رودکی در رثای او قطعه ای سروده. شهید مانند رودکی نزد شعرای بعد از خود مورد احترام بوده و او را در ردیف رودکی قرار داده اند. (فرهنگ فارسی معین). رادویانی در ترجمان البلاغه از او نقل میکند: عذر با همت تو بتوان خواست پیش تو خامش و زبان کوتاه همت شیر از آن بلندتر است که دل آزار باشد از روباه. و همو بیت ذیل را در ترجمان البلاغه شاهد آورده است: به تیر از چشم نابینا سپیدی نقطه بردارد که نه دیده بیازارد نه نابینا خبر دارد. و رجوع به لباب الالباب عوفی ج ۲ ص ۳، ۵، ۶، فهرست ابن الندیم، عیون الانباء، ترجمان البلاغهٔ رادویانی ص ۱۰۷، مزدیسنا و... ص ۲۰، مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۰۳، سبکشناسی بهار ج ۲ ص ۲، ۵۴، تاریخ مغول عباس اقبال ص ۵۴۰، تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۵، تاریخ علوم عقلی ذبیح اللََّه صفا ص ۲۰۲، ۲۰۴، دانشوران خراسان ص ۳۶۴، شرح حال و اشعار رودکی، خاندان نوبختی عباس اقبال ص ۱۰۸ و المعجم فی معاییر اشعار العجم ص ۱۷۶ شود. رادویانی در ترجمان البلاغة قصیدهٔ ملمع ذیل را از او نقل می کند: یری محنتی (؟) ثم یخفض البصرا فدته نفسی تراه قد سفرا داند کز وی بمن همی چه رسد دیگرباره ز عشق بی خبرا اما یری و جنتی معصرة (؟) و سایلاً کالجمان مبتدرا چو سد یأجوج بایدی دل من که باشدی غمزگانْش را سپرا فضل حلمی و خاننی جلدی من یطیق القضاء و القدرا وگر بدانستمی که دل بشود نکردمی بر ره بلا گذرا. شاعرانِ پس از وی به نیکی از او یاد کرده اند: کاروان شهید رفت از پیش وآنِ ما رفته گیر و می اندیش.رودکی. شاعرانت چو رودکیّ و شهید مطربانت چو سرکش و سرکب.منوچهری. وآنگاه که شعر پارسی گویی استاد شهید و میر بونصری.منوچهری. از حکیمان خراسان کو شهید و رودکی بوشکور بلخی و بوالفتح بُستی هکذی. منوچهری. گرچه بد است پیش از این در عرب و عجم روان شعر شهید و رودکی نظم لبید و بحتری. خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «شهید بلخی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید