معنی شهرزور

معنی شهرزور

5 بازدید
[ شَ رِ ] (اِخ) خره ای وسیع بین اربل و همدان بود و در زمان یاقوت (قرن ۷ هجری) مردم آن کرد بودند. امروزه هم شهرکی بنام زور در جنوب شرقی سلیمانیه نزدیک مرز ایران و عراق در خاک عراق قرار دارد. (از فرهنگ فارسی معین). شهری است بین اربل و همدان. (از تاج العروس). مدینهٔ زوربن ضحاک است. (منتهی الارب). خره ای است وسیع در جبال بین اربل و همدان و مردم آن کردند. (از معجم البلدان). شهری معروف از اقلیم چهارم کردستان میان اربل و همدان نزدیک ببابل از بناهای زور پسر ضحاک. (انجمن آرا) (آنندراج). نام شهری نزدیک ببابل بناکردهٔ زور پسر ضحاک. (ناظم الاطباء). نام شهری نزدیک بابل . (برهان). نام شهری است بساحل دجله. (از دمشقی). شهرزور از نظر مذهبی رابطهٔ مستحکمی با عقائد علی اللهیان دارد چه پیروان این فرقه معتقدند که روز موعود در شهرزور فرا خواهد رسید و در سالهای ۴۰۰ و ۴۳۴ هـ . ق. دودمان «حسنویه کرد» در شهرزور حکومت میکردند و از اتابکان، اتابک زنگی در قرن ششم هجری (۱۴ م.) شهرزور را تصرف کردند. و مظفرالدین گوکبری اتابک اربل در زمان یاقوت حموی در این شهر مستقر گردید و در سال ۶۱۳ هـ . ق. / ۱۲۲۶ م. زلزله های شدیدی شهرزور را ویران کرد. کردهای مقیم این ناحیه هنگام حملهٔ هلاکو به بغداد بسوی مصر و شام کوچ کردند و تیمور شهرزور را در ۸۰۳ هـ . ق. / ۱۴۱۱ م. به آتش کشید. (از دائرةالمعارف اسلامی): همان خسرو و اشک و فریان و فور بزرگان سند و شه شهرزور.فردوسی. چو آسوده برگشت مرد و ستور بیاورد لشکر سوی شهرزور.فردوسی. از ظاهر کتاب شاهنامه چنین برمی آید که اردشیرخره همان شهرزور است : سوی پارس آمد ز ری نامجوی برآسوده از رنج و از گفتگوی یکی شارسان کرد پر کاخ و باغ بدو اندرون چشمه و دشت و راغ که اکنون گرانمایه دهقان پیر همی خواندش خرهٔ اردشیر یکی چشمه بد بی کران اندروی فراوان از آن چشمه بگشاد جوی برآورد زآن چشمه آتشکده بر او تازه شد مهرگان و سده بگرد اندرش باغ و میدان و کاخ برآورده شد جایگاهی فراخ.فردوسی. همی راند زآن کوه تا شهرزور شد آن شارسان پر سرای و ستور.فردوسی. چو آمد ز بابل سوی شهرزور سلامت شد از پیکر شاه دور.نظامی. و رجوع به خرهٔ اردشیر و الوزراء و الکُتّاب ص ۲۳۲ و عیون الانباء ج ۲ ص ۱۷ و فهرست اعلام مجمل التواریخ و القصص و فهرست اعلام حبیب السیر و تاریخ رشیدی ص ۲۱۴ و تاریخ گزیده ص ۱۰۰، ۲۸۶ و العقد الفرید ج ۵ ص ۲۴۳ و فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۵۸ و کامل ابن الاثیر ج ۳ ص ۱۹ و ج ۹ ص ۲۱۳ و نزهة القلوب ص ۱۰۷، ۲۰۳، ۲۰۶ و یشتها ج ۲ ص ۲۵۰ و سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ۲۰۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «شهرزور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید