معنی شهرزاد
6 بازدید
[ شَ ] (ن مف مرکب) مخفف شهرزاده. زادهٔ شهر. اهل. وطنی. بومی. مقابل اجنبی و غریب و خارجه و خارجی. (یادداشت مؤلف).[ شَ ] (اِخ) چهرزاد. چهرآزاد. شیرزاد. دختری زیبا که داستانهای الف لیلة و لیلة (هزار و یکشب) از زبان او نقل شده است. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شهرزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر