معنی شهربان
10 بازدید
[ شَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) شهروان. بزرگ و حاکم و نگاهدارندهٔ شهر، و آنرا شهریار گفته اند. (از انجمن آرا). مرزبان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شهربان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر