معنی شنگزن
9 بازدید
[ شَ زَ ] (اِ) شنگرف (یکی مصحف دیگری است). (حاشیهٔ برهان چ معین). کرمی است که کشت و زراعت را خورد و ضایع کند. (برهان). در مؤید: کرمی که کشت خورد، اما اشعار به حرکتش نکرده است. (رشیدی). برهان این کرم را شنگرف خوانده و آن خطا است. (از انجمن آرا) (از آنندراج). کرمی دراز و گندمخوار که در غله زار بهم رسد و غله را خراب کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به شنگرف شود.
کلمات همقافیه با «شنگزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر