معنی شمان
6 بازدید
[ شَ ] (نف) گریان و نوحه کنان. ناله و زاری کنان. (از انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از برهان). بانگ و غریو کننده. (فرهنگ فارسی معین): زآن ملک را نظام و از این عهد را بقا زآن دوستان به فخر و از این دشمنان شمان. عنصری. || ترسیده. (ناظم الاطباء). ترسنده. (برهان). || آشفته. پریشان گشته. (ناظم الاطباء) (از برهان). || رمیده و نفرت کننده. (ناظم الاطباء). رمنده. (انجمن آرا) (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). || دیوانه گشته. || بیهوش شده از تشنگی. (ناظم الاطباء). بیهوش شونده. (از انجمن آرا) (آنندراج). || (اِ) بانگ و گریهٔ دمادم. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از فرهنگ اوبهی). || گریهٔ در گلو. (ناظم الاطباء) (از برهان). || تشنگی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر