معنی شلاقکش
5 بازدید
[ شَ لْ لا کَ / کِ ] (ق مرکب) سریع. (یادداشت مؤلف). تند و تیز. چهارنعل. بیان حرکت سریع سوار که بر اسب تازیانه زنان تازد. - شلاق کش راندن؛ شلاق کش رفتن. (فرهنگ لغات عامیانه). رجوع به ترکیب شلاق کش رفتن شود. - شلاق کش رفتن؛ تند و سریع رفتن. (یادداشت مؤلف). با عجله و شتاب تمام به دنبال کاری رفتن یا خود را جایی و بر سر کاری رساندن. این تعبیر از روزگاری که وسایل نقلیه به وسیلهٔ حیوانات حرکت میکرد برجای مانده است. (فرهنگ لغات عامیانه).
کلمات همقافیه با «شلاقکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر