معنی شق شدن
52 بازدید
[ شَ شُ دَ ] (مص مرکب) راست شدن. (ناظم الاطباء). || چاک شدن. دونیم شدن. (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). شکافتن. ترکیدن : چون بنوشت از هیبت سر قلم شق شد و آن سبب بماند تا روز قیامت هیچ قلم ننویسد تا نشکافند. (قصص الانبیاء ص ۴).
کلمات همقافیه با «شق شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر