معنی شق عصا
7 بازدید
[ شِ قْ قِ عَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) (آنندراج). خلاف. مخالفت. جدایی. از جماعت جدا شدن. کناره کردن از جماعت. رأی خلاف جماعت آوردن. معتزلی. (یادداشت مؤلف). از جماعت دوری گزیدن، و عصا در اصل عبارتی است از الفت و اجتماع. (از اقرب الموارد): شق عصای مسلمین؛ مخالفت جماعة اسلام. (غیاث). - شق عصا کردن، یا شق عصای مسلمین کردن؛ خلاف آوردن. (امثال و حکم دهخدا). - || کنایه از جنگ و جدال، چه از کثرت ضرب چوب و عصا شکسته میشود. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شق عصا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صا» برای سرودن شعر