معنی شق زدن
10 بازدید
[ شَ زَ دَ ] (مص مرکب) شکافتن. قط زدن. (یادداشت مؤلف): خامه اش را شق به شمشیر شهادت میزنند هرکه چون شیر خدا صائب بود یکرنگ عشق. صائب تبریزی (از آنندراج). و رجوع به شق زن شود.
کلمات همقافیه با «شق زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر