معنی شفشاهنج
7 بازدید
[ شَ هَ ] (اِ مرکب) شفشاهنگ. حدیده. (ناظم الاطباء). تخته فولاد پرسوراخ که تار آهن و غیره از آن بردارند، تا هموار و باریک شود. (انجمن آرا) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری). بر وزن و معنی شفتاهنج است. (از برهان). شاید از کلمهٔ شفش، شوش، شوشه، و آهنج، مخفف هنجنده، به معنی کشنده باشد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به شفتاهنج شود. || شکنجه بود. (لغت فرس اسدی): بفرمودش که خواهر را بفرهنج به شفشاهنج فرهنگش درآهنج. (ویس و رامین). || شاخسار. (فرهنگ جهانگیری). و رجوع به شفشاهنگ شود.
کلمات همقافیه با «شفشاهنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر