معنی شفشاهنگ
7 بازدید
[ شَ هَ ] (اِ مرکب) شفشاهنج. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از غیاث اللغات). شفتاهنج. شفتاهنگ. شاید از شفشه به معنی شوشه و آهنگ به معنی کشنده. (یادداشت مؤلف). شفشاهنج. (از فرهنگ جهانگیری): ز زخم ناوک مژگان او بود هر شب بسیط چرخ مشبک بسان شفشاهنگ. نجیب الدین جرفادقانی (از جهانگیری). کوه محروق آنک و چون زر به شفشاهنگ در دیو را زو در شکنجهٔ حبس خذلان دیده اند. خاقانی. || حلاج. || کمان حلاجی. || مشتهٔ حلاجی یعنی چوبی که در وقت پنبه زدن بر زه کمان میزنند. || شاخسار. (ناظم الاطباء) (از برهان).
کلمات همقافیه با «شفشاهنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر