معنی شفشاف
5 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) سرما. || باران. (از ناظم الاطباء). باران توأم با سرما. (از اقرب الموارد). || باد خنک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (ص) ثوب شفشاف؛ جامهٔ بدباف. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شفشاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر