معنی شفتین
20 بازدید
[ شَ فَ تَ ] (ع اِ) تثنیهٔ شفة. (یادداشت مؤلف). دو لب. (ناظم الاطباء). هر دو لب. (آنندراج) (غیاث اللغات). و رجوع به شفة و شفتان شود. - بنت الشفتین؛ واصل الشفتین. آنکه در هر کلمهٔ او وقت خواندنش لب به لب رسد و آن دو حرف است: باء و میم، چنانکه امیرخسرو فرماید: موی مه ما به بوی ما بویا به بی او مویم موی ویم مأوا به ماییم و مهی وآن مه ما با ما به ما با مه و موی مه ما با ما به. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - واسع الشفتین؛ آن است که در خواندنش لب به لب نمی رسد، چنانکه در این رباعی: ای دیده رخ نگار دیدن خطر است ای دل سر این رشته کشیدن خطر است هان تا نچشی ز ساغر عشق دگر زنهار دلا زهر چشیدن خطر است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - واصل الشفتین؛ بنت الشفتین. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به ترکیب بنت الشفتین شود.
کلمات همقافیه با «شفتین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر