معنی شفتیدن
7 بازدید
[ شِ / شَ دَ ] (مص) چکیدن. || چکانیدن و چکیدن فرمودن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). || دویدن. || پوییدن. || خاریدن و خراشیدن. (ناظم الاطباء). خارانیدن. (آنندراج) (برهان). || ریش کردن و زخم کردن. (ناظم الاطباء). جراحت کردن. (آنندراج) (برهان). و رجوع به شفتن شود.
کلمات همقافیه با «شفتیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر