معنی شفایی اصفهانی
6 بازدید
[ شَ ییِ اِ فَ ] (اِخ) حکیم شرف الدین حسن، فرزند حکیم ملای اصفهانی. از پزشکان نامی و از گویندگان نامدار اصفهان در قرن یازدهم هجری بود. میرداماد از او تمجید کرده. شفایی طبیب خاص و ندیم شاه عباس اول بود. در انواع نظم از قصیده و غزل و مثنوی طبع آزمائی کرده و آثاری شیوا از خود بجا گذاشته است، از جمله مثنویی در وزن حدیقهٔ سنایی بنام نمکدان گفته که از غایت لطف برخی آنرا از سنایی میدانند. ابیات زیر از اوست: نظر به جانب او بی نظر توان کردن حجاب چهرهٔ عشاق عین بینایی است ببین و هیچ مبین و بدان و هیچ مدان که خاکپای ادب کیمیای دانایی است. * غم عالم پریشانم نمی کرد سر زلف پریشان آفریدند نمی ترسید از دوزخ شفایی غم جانسوز هجران آفریدند. * دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند. (از مجمع الخواص ص ۲۰۴) (ریاض العارفین ص ۲۱۲) (فرهنگ سخنوران). و رجوع به مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۲۱ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «شفایی اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر