معنی شفاهی
8 بازدید
[ شِ ] (ص نسبی) سخنی که از دو لب بیرون آید و روبرو گفته شود. (ناظم الاطباء). به کسر شین، منسوب به شفاء است که مصدر شافه باشد ولی بعضیها به فتح تلفظ کنند. (از نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال ۱ شمارهٔ ۶-۷). زبانی. حضوری. آن گفته ای که به پیغام نباشد. مقابل کتبی: امتحانات شفاهی. آزمایش حضوری. پرسش و پاسخ زبانی. (یادداشت مؤلف). || سخنی که به کسی تلقین کنند. ضد کتبی. (ناظم الاطباء).[ شُ هی ی ] (ع ص) ستبرلب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مرد بزرگ لب. (مهذب الاسماء). ستبرلب، و آن از تغییر نسب پدید آید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شفاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر