معنی شستکات
6 بازدید
[ شُ تَ ] (معرب، اِ) جِ عربی شستکهٔ فارسی. به معنی دستمالها. دستارچه ها. مندیل ها. (یادداشت مؤلف). || همان است که ایرانیان آذرشست گویند و آذرشست؛ یعنی پوشیده شده با آتش. (از الجماهر ص ۲۰۱). رجوع به شستکه شود.
کلمات همقافیه با «شستکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر