معنی شستکه
5 بازدید
[ شُ تَ کَ / کِ ] (معرب، اِ) دستمال. سارق. مندیل. دستار. کیس و کیسه. ج، شستکات، شساتک. (یادداشت مؤلف). مأخوذ از شسته و مغسول فارسی، و نوعی لباس بوده آتش آن را نمی سوزانده : و اخرج عن شستکه دواء. (عیون الانباء) (از الجماهر ص ۲۰۱). و امرهم ان تحمل الی کل واحد منهم شستکة قیمتها دینار احمر و فیها من دینارین الی خمسة و دفع کل ما حمله اصحابه من الشساتک و الذهب. (از معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج ۶ ص ۳۴۰). رجوع به شستکات و شستجه شود.
کلمات همقافیه با «شستکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر