معنی شروانیان
6 بازدید
[ شَ رْ ] (اِخ) مردم شروان. اهالی شهر شروان. ساکنان شروان : من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده. خاقانی. قوت قوت عراق از مادت نطق من است گرچه شریان دل شروانیان را نشترم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «شروانیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر