معنی شروانشاه
7 بازدید
[ شَ رْ ] (اِخ) لقب عام ملوک شروان. (آثار الباقیة). لقب پادشاهان شروان [ به اران ] که آنان را لیزان شاه و خرسان شاه نیز می خوانده اند. (از حدود العالم). منظور خاقان اکبر ابوالهیجا فخرالدین منوچهربن فریدون شروانشاه و پسر وی خاقان کبیر جلال الدین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر است که پدر و پسر ممدوح خاقانی بوده اند: چون عزم داری راه را چون دل دهی دلخواه را فرمان شروانشاه را بر دل نگهبان دیده ام. خاقانی. یا گهرهایی که در افسر نشاند افراسیاب پیش شروانشاه کیخسرو مکان افشانده اند. خاقانی. رجوع به شروانشاهان و دیوان خاقانی چ سجادی صفحهٔ سی و شش و سی و هفت مقدمه شود.
کلمات همقافیه با «شروانشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر