معنی شرمیدن
9 بازدید
[ شَ دَ ] (مص جعلی) خجل شدن و خجالت کشیدن. (ناظم الاطباء). شرمنده گردیدن. (آنندراج). || حیا داشتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شرمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر