معنی شرمنده کردن
7 بازدید
[ شَ مَ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) خجل کردن. تخجیل. شرمسار کردن. شرمنده ساختن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شرمنده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر