معنی شرف یافتن
6 بازدید
[ شَ رَ تَ ] (مص مرکب) افتخار یافتن. به فخر و مباهات رسیدن. (از فرهنگ فارسی معین): مردم ز علم و فضل شرف یابد نز سیم و زر و از خز طارونی.ناصرخسرو. اگر دانش بیلفنجی به فضل تو شرف یابد پدرت و مادر و فرزند و جد و خویش و خال و عم. ناصرخسرو. شرف یافته مشتری از حمل گراییده از علم سوی عمل.نظامی. || دارای قدر و شرف گشتن. (در اصطلاح نجوم). رجوع به شرف در این معنی شود.
کلمات همقافیه با «شرف یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر