معنی شرف‌آباد

معنی شرف‌آباد

6 بازدید
[ شَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۶۲۶ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات. صنایع دستی زنان کرباس بافی. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ شَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان دیزمار بخش ورزقان شهرستان اهر. آب آن از چشمه تأمین می شود. سکنهٔ آن ۵۸۱ تن است. محصول آنجا غلات می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ شَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنهٔ آن ۱۱۳ تن است. آب آن از قنات تأمن می شود. محصول آنجا غلات و لبنیات و چغندر و پنبه. راه آن ماشین رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ شَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان گنجگاه بخش سنجبد شهرستان خلخال. آب آن از چشمهٔ. صنایع دستی زنان فرشبافی. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ شَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان باغین بخش مرکزی شهرستان کرمان. سکنهٔ آن ۱۸۰ تن. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب و میوه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «شرف‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید