معنی واژه شرابخانه
7 بازدید
[ شَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آنجا که شراب نگه دارند. جای شراب فروشی. (فرهنگ نظام). میخانه. میکده. خم خانه. خم دان. خمکده. خمستان : فرمود هر شرابی که از شرابخانه برداشته بودند در رود جیلم ریختند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۴۳). از شرابخانهٔ احسان کأس فضل بر دست افاضل نهاد. (سندبادنامه ص ۳۵). شه را به شرابخانه بردند سرمست به ساقیش سپردند.نظامی. ساقی ز می شرابخانه پیش آر می چو ناردانه.نظامی. چه کمی درآید ای جان به شرابخانهٔ تو اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم. عطار. گر می بجان دهندت بستان که پیش دانا ز آب حیات خوشتر خاک شرابخانه. سعدی. زاهد اگر به حور و قصورست امیدوار ما را شرابخانه قصورست و یار حور.حافظ. نخفته ام به خیالی که می پزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست؟ حافظ. شش قلاجوی شراب از شرابخانهٔ خاص. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹۱). || در اصطلاح صوفیان، عالم ملکوت را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون). || در اصطلاح صوفیان باطن عارف کامل که در آن باطن شوق و ذوق و عوارف الهیة بسیار باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون).