معنی شخسار
6 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) زمین سخت و محکمی را گویند که در دامن کوهها واقع است. (برهان قاطع): بکردار سریشمهای ماهی همی برخاست از شخسارها گل.منوچهری. || مخفف شاخسار که جای بسیاری و انبوهی درختان باشد. (برهان): جبرئیل کرمی سدره مقام و وطنت همچو مرغان زمین بر سر شخسار مرو. مولوی.
کلمات همقافیه با «شخسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر