معنی شخس
4 بازدید
[ شَ ] (ع مص) بی آرامی و بی آرام نمودن. (از منتهی الارب). مضطرب شدن. (از اقرب الموارد). || اختلاف کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (از باب فتح) واکردن خر دهان خود را وقت خمیازه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شخس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خس» برای سرودن شعر