معنی شترداری
6 بازدید
[ شُ تُ ] (حامص مرکب) عمل شتردار. نگهبانی شتر. ساربانی. ساروانی. شتربانی. || شتر داشتن و مالک شتر بودن. رجوع به اشترداری شود.
کلمات همقافیه با «شترداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر